داشته ,آپارتمان ,داشته باشد ,مشاء آپارتمان

یک دسته جعفری گذاشت لای لقمه اش . چند تکه مغز گردو ریخت روی آن و بی معطلی به دندان گرفت . لقمه به دندان ، گلدان حسن یوسف را که همه برگ هایش به شیشه چسبیده بودند ، چرخاند تا روی برگ ها را از داخل اتاق بشود دید . پشه های کوچک سیاهرنگی اندازه سر سوزن از لابلای برگ ها بیرون ریختند و دور سر و صورتش به طواف درآمدند . دست هایش برای تاراندن آن ها به چپ و راست می زدند و بالاخره ناگزیر شد از گلدان فاصله بگیرد . چند روزی بود با فکر مراجعه به شورای حل اختلاف و برقراری فرآیند تامین دلیل برای خلاص شدن از مزاحمت های مستمر مالک یکی از طبقات آپارتمان ، کلنجار می رفت . هنوز مطمئن نبود می تواند انتظار داشته باشد ؛ با مشارکت همه راه پله تمیز باشد یا اجازه استفاده اختصاصی از بخش های مشاء آپارتمان را ندهد و یا به شلختگی نمای ساختمان اعتراض داشته باشد . حدس می زد اگر او قادر به تشخیص حدود موضوع نیست دست کم باید مرجعی برای رسیدگی به مورد وجود داشته باشد . بررسی های ش او را به شورای حل اختلاف برای طرح ماجرا راهبر شد . خیال می کرد همیشه بهتر است به جای سروکله زدن با تشویش های ناشی از ابهام ، دست به کاری زد که باعث روشن شدن نقاط تاریک و ایجاد شناخت بیشتر شود . با این پیش فرض برنامه روزش را تنظیم کرده بود که حتماً سری به شورا بزند و از کم و کیف فرآیند ، هزینه های احتمالی و زمان بندی رسیدگی سردرآورد . موقع جستجوی آدرس شعبات شورا ، تفاوت شعبه های مربوط به اجرای احکام با تشخیص را کشف کرده بود و هنوز به جایی نخورده ،  کلی اطلاعات جانبی به دست آورده بود . یک استکان چای خورد . اسناد لازم را برداشت و بیرون زد تا تکلیف مزاحمت های وقت و بی وقت مثل ممانعت از ورود به بخش های مشاء آپارتمان ، نصب برچسب های معرفی کسب و کار به ورودی های ساختمان ، ریختن شیرابه در مسیر تردد و راه پله ها و... را روشن کند .

منبع اصلی مطلب : جوی آباد
برچسب ها : داشته ,آپارتمان ,داشته باشد ,مشاء آپارتمان
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : تشنگی آور به دست !